نشستم توی خونه ی تمیزم و دارم از نگاه کردن به جای جای خونم لذت میبرم.....

چقدر خوبه این تمیزی و مرتب بودن...

کلا روی اخلاقم هم خیلی تاثیر میذاره..

خونه ی کثیف و نامنظم منو دیوونه میکنه...اصن افسردگی میگیرم شدید...

اکثر اوقات هم نامنظمه چون 9 ماه از سال توی دانشگاه و بچه داری و کارهای بیرونم و برای خونه وقتی نمیمونه اما این سه ماهه تابستون از این پاکی خونه دارم نهایت لذت رو میبرم......

-فرش های شسته شده..

-  مبل های تمیز و پاک..

-  خونه ی گردگیری شده....

-  دستشویی وحمام تمیز..

-  دسرها وغذاهایی که وقت میکنم برای خونه حاضر کنم......

چه شود!!!!!به به.....

بااین حال درس خوندن و آشفتگی ناشی از اون هم عالمیییی دارد! نه؟!!

دکوراسیون آشپزخانه کوچک

| دوشنبه ششم مرداد 1393 | 14:9 | متولد 70 |

سلااااام به روی ماهتون...

خوبین دوستانم؟؟؟؟

الان چند وقته یه پست موقت نوشتم وقت نکردم دائمش کنم!!!!

اومدم دائمش کنم دستم خورد به یه دکمه ای  که نباید میخورد و ....همه چی پرید!!!!

دلم هوای نوشتن کرده وقت ندارم..........

هعی............

بووووووووووووووووووووووس

 پ .نوشت: فردا مادر گرام افطاری میده ومن چند نوع دسر درست کردم

ژله آکواریوم

پاناکوتا

و ژله ی رنگین کمون برای خودمون!!!!

پ نوشت بی ربط: هوا خییییییییییلی گرمه نه؟؟؟؟؟؟؟

روزه گرفتن توی این هوای گرم وکار کردن کنار یه گاز پرشعله توی آشپزخونه حس مرگ میده بهم........

 پ نوشت بی ربط دیگر:

رمان های کسی می آید..

هم خونه...

غوغای همیشه..

خواب خورشید ..

وساغر 

دوشیزه بسیار قشنگ اند...

پر از زندگی پر از درد پر از عشق پر از هیاهو.....

.......

دلم شروع میخواد

اما نمیدونم چه جوری؟........

 

| سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 22:31 | متولد 70 |

سلام

به زودی لب تاب مذکوره!!! تعمیر خواهد شد....

خواب پرواز رویایی ترین وشیرین ترین خوابیه که ازش با تمام وجود لذت میبرم....

توی غروب سرخ و آتشین خورشید یا سحرگاهان توی طلوع پرشکوه قرص پرنور آسمان لاجوردی با وجود نسیم دل انگیزی که به آرامی بال زدن مرغان دریای می وزه وموهامو به آرامی به نوازش میگیره و خوابی شیرین رو مهمان چشمانم میکنه من درمیان این همه زیبایی به نرمی پرواااااز میکنم...

روی کوه های سرسبز و سربه فلک کشیده ی پر ابهت که عظمتشون منو یاد جلال و قدرت بی نظیر خداوندم میندازه.....

سبز خوش رنگ  دامنه ها این جمله رو در ذهنم تداعی میکنه که به راستی خداوندم چقدر هنرمندانه و زیبا این تابلوی پر نقش و نگار  رو خلق کرده یا به عبارتی بامهارت تمام نقاشی کرده..!

روی جاده های پر از ماشین....

آدم های پر از فکر و خیال که راهی مقصدشونن..

زندگی های رنگاورنگ و جورواجور و پرقصه...

و چقدر شیرینه این پرواز ....بدون دغدغه..آرام....پرشکوه...وزیبا......زیبااااااااا........

طلوع و غروب خورشید

پی نوشت:

الان داشتم پست های دو سال پیشمو میخوندم

لحن کلامم ساده اس.....

حتی توی نوشته هام!!!!!!

دوست ندارم زیاد ساده نشون بودم اما هستم چاره ای هم نیس!!!!!!.....

 پ.نوشت 2:

آهااااااای زندگی......

ازت میترسم.......

این دو سه سال مثل خواب بود..چه جوری گذشتی؟؟؟؟

سه ساله وبلاگ زدم...

مگه میشه سه سال گذشته باشه؟؟؟؟؟؟؟نه باورم نمیشه...

چرا این جوری هستی؟؟؟ انگار داری بازی میکنی باهامون....

من از این بازی خوشم نمیاد....

 

| شنبه دهم خرداد 1393 | 23:9 | متولد 70 |

سلام بر دوستان عزیزم و ممنونم بخاطر اینکه صمیمانه به یادم هستید و در فکرم..!

 

باید خدمتتون عرض کنم که لب تابم سوخته و هم اکنون من یک عدد زهرای  بی لب تابمحالم خوبه نگرانم نباشید باوا!!!...

موقع امتحاناس و من مشغول درس خوندن و از طرفی هم مشغول تغییر دکوراسیون خونه ام!!

نمیدونم هر وقت یه فکری به سرم میزنه دیگه دس بردار نیس تا به مرحله ی عملی برسه

الانم دقیقا گیر دادم که باید یه بخشی از دیوار پذیراییمون رو مدل صخره ای کنم

دوستان عزیزم نیلی و پرستو جان زندگیه دیگه من عادت دارم بیشتر از نشیب های زندگیم بگم تا فراز هاش !!!

چون موقع هایی بیشتر مینویسم که دل گرفته ام و از این حرفا..

خودم نمیدونستم وبم این قدر غمناک شده پرستو جان...

حالم خوبه وممنونم از این همه توجهتون......................

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس از روی گل گل گلتووووووون... 

تقدیم با عشخخخخخ!!!

با یاد خدا همه چیز آسونه من کمی فراموش کار شده بودم شما جدی نگیرید!!

| پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 | 12:13 | متولد 70 |