سه روز وقت دارم برای خوندن 300 صفحه!!

یعنی میشه؟!!!

ترم تابستون برداشتم!انقلاب و تنظیم...

نمیدونم چرا به دقیقه ی 90 خوندن علاقه دارم!!!!

دوستان خوبم دعام کنید

 

پ نوشت:انقلاب پاس شد!!نمره اش هنوز نیومده ها..ولی خوب نوشتم!

موند تنظیم !!!

واااااااااای یاد مهر افتادم!!!اصلا دوس ندارم دانشگاه شروع شه.!عذاب علییییییم!!

مسئولای آزمایشگاه خیلی بدن!

آدمو یاد عزراییل میندازن که قصد جونمونو کردن!

همش پاچه خواری!!!اه اه اه...

یک سالم موند

امسالم تحمل کنم به آزادی میرسم!!!

| یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 | 11:15 | متولد 70 |

چرا این قدر با سیاست رفتار میکنن؟؟؟آخه چرا؟؟

چه دلیلی داره؟؟؟نمیشه همه مثل من ساده باشن؟؟؟؟؟؟

آره به خدا من ساده ام..پاک پاک...!!!

 خودخواه نیستم اصلا نیستم!!!!فقط موندم دست مردم!!!

دست این سیاست های احمقانه شون..

کلافه ام از رفتارهای پراز حیله شون 

نمییشه باهم راحت باشیم؟؟؟؟؟؟

نمیشه سعی کنیم بیشتر از کمالاتمون استفاده کنیم تا پلیدی ها و بدی هامون؟؟؟

نمیشه خوب باشیم؟؟؟؟؟

خسته ام از خوب بودنم..

میخوام بد باشم اما وحشت دارم!!!

 هرجور میخوان باهام رفتارمیکنن

به خدا من کم عقل نیسم میفهمم خوب هم میفهمم

شاید از این که زیاد میفهمم این جور در عذابم!!!

ناراحت میشم اما سعی میکنم نشون بدم تا سرحد مرگ ناراحت نیسم

روی حرفایی که با مردم میزنم حساسم سعی میکنم کوچک ترین حرفی نزنم تا منجربه ناراحتیشون بشه!!

آره من همچین آدمیم!!!!دلم نمیخواد هیچ کس ازم برنجه!

خوشم نمیاد از تظاهر از بازیگری!!من واقعا این جوریم!!پاک وخالصانه برخورد میکنم!!

حاضرم برای کسی که نمیشناسم اما توی گرفتاریه جونم هم بدم!!!

اما چه فایده...............

 

پ.نوشت:

امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان از خواهرشوهرای افریته!!!!

پناه میبرم بر خدا!!!!

خنده داره ولی من واقعا روانی شدم...

گاهی میدونین چی دلم میخواد..

یه پاک کن بردارم همشونو پاک کنم از صفحه ی زندگیم!!!

حتی اثری از رد وپاشون رو هم نبینم!!

مثل یه خواب محو شن!!

همیشه یاد گرفتم از پاک کن توی زندگیم استفاده کنم!!

اما انگار دیگه اینا پاک نمیشن!!!!!!

عجب دفتر مزخرفیه این دفتر زندگی!!!!!!!

میخوام فرار کنم!!اما نمیشه !!کجا فرار کنم!!امگه الکیه؟!!صلا معنی نداره!!!

باید مشکلاتمو حل کنم؟!خب چه جوری؟؟جواب پس بدم؟؟

آخه من اصلا این جور آدمی نیسم!!!!!

متنفرم از دعوا ومرافعه!!!!

تحمل کنم؟؟تا کجا تا کی؟؟؟؟

خدایا خودت میدونی بهترین سال های زندگیم اون موقع که دخترهای هم سن وسالم جمالاتشون رو نشون میدادن من بیشترین حجب وحیا ونجابت رو داشتم و نذاشتم احدو ناثی پاشو از حدش فراتر بذاره

زیبایی هام از بقیه کمتر نبود بیشتر بود!!اما حیای زیادی داشتم

معشوقی داشتم که حتی نفهمید دوستش دارم!!

من همچین آدمی بودم!!

خدایا خودت قدرت صبرم رو بیشتر کن!

دوستان ببخشید فقط درددل بود اگه خودخواهانه حرف زدم معذرت میخوام اما دلم لازم داشت برای آرامش!

ممنون..

 

| جمعه هفدهم مرداد 1393 | 23:28 | متولد 70 |

امروز یکی از بهترین روزای عمرم بود..

امشب فهمیدم علی داداشم قراره پزشکی بخونه..

خدایا ممنون که نتیجه ی زحمتاشو دید..

رتبه اش 400 شده... 

خداااااااااا..شکرت......شکرررررر...

 Click for larger version

| یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 | 0:25 | متولد 70 |

نشستم توی خونه ی تمیزم و دارم از نگاه کردن به جای جای خونم لذت میبرم.....

چقدر خوبه این تمیزی و مرتب بودن...

کلا روی اخلاقم هم خیلی تاثیر میذاره..

خونه ی کثیف و نامنظم منو دیوونه میکنه...اصن افسردگی میگیرم شدید...

اکثر اوقات هم نامنظمه چون 9 ماه از سال توی دانشگاه و بچه داری و کارهای بیرونم و برای خونه وقتی نمیمونه اما این سه ماهه تابستون از این پاکی خونه دارم نهایت لذت رو میبرم......

-فرش های شسته شده..

-  مبل های تمیز و پاک..

-  خونه ی گردگیری شده....

-  دستشویی وحمام تمیز..

-  دسرها وغذاهایی که وقت میکنم برای خونه حاضر کنم......

چه شود!!!!!به به.....

بااین حال درس خوندن و آشفتگی ناشی از اون هم عالمیییی دارد! نه؟!!

دکوراسیون آشپزخانه کوچک

| دوشنبه ششم مرداد 1393 | 14:9 | متولد 70 |